كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كه ادعاي كار براي كودكان و نوجوانان را داشت تعدادي از افراد مورد اعتماد  خود را برا ي فرا گيري اين رشته به كشور هاي بلوك شرق آن زمان گسيل داشت تا با فرا گيري اصول اين هنر ، پايه هاي آنرا در ايران مستحكم كند . پس از باز گشت اين گروه از فرنگ توليد انيميشن در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شروع شد اما نه براي گسترش اين هنر و مخاطب كودك ، بلكه  براي  مقاصد سياسي  و جشنواره هاي خارجي و  مخاطب بزرگسالان . از همان توليدات اوليه تنها چيزي كه به توجه نمي شد كودكان بودند و بيشترين تاكيد جشنواره هاي خارجي بود . (نگاه شود  به جوايزي كه فيلم هاي كانون از جشنواره هاي مختلف در يافت كرده است)  . و اتفاقاً  نقدي كه بر اين شيوه ي گسترش انيميشن در ايران وارد است از همين نوع نگاه سرچشمه مي گيرد .  ما از همان ابتدا مرجع و الگوي مناسب و سالمي  براي ترويج اين هنر/صنعت  نداشتيم و انتخاب نكرديم . كشور هاي الگو ،كشور هايي بودند  كه  اغلب در گير مسائل سياسي و جنگ سرد بودند  و ديدگاهي متفاوت  با ما داشتند . موضوعات آنها دغدغه ي جوان ايراني و مردم ايران نبود . 

از همان زمان به مغز جواناني كه وارد اين رشته  مي شدند فرو مي كردند كه فيلم موفق انيميشن ، فيلمي است كه اولاً زماني كوتاه داشته باشد ثانياً يك بيانيه سياسي در پس  آن عنوان شود . الگوهاي اين جوانان نيز كساني بودند كه  با نام كودك فيلم هايي سياسي مي ساختند.

 البته  رشته انيميشن شاخه هاي مختلف دارد و منكر بخش جشنواره اي آن نيستم .  ولي حالا پس سالها ، كه مدعي هستيم كه سابقه ي توليد انيميشن در ايران به نيم قرن مي رسد. امروز وقتي به آن پيشينه نگاه مي كنيم متوجه بي راهه رفتن هاي آقايان  مي شويم . امروز وقتي كه مي بينيم  در آمد حاصله از  توليد انيميشن بعضي از كشور ها بيشتر از درآمد نفتي كشور ماست تازه متوجه  به خطا رفتن  آنها مي شويم .  هنر / صنعتي كه پس از 50 سال هنوز جايگاه عواملش را نمي داند . چرا ؟ مقصر كيست ؟ آيا نوع نگاه ما به يك پديده نمي تواند عامل انحراف باشد ؟ نتيجه ي نگاه هاي  اروپاي شرقي به انيميشن دليل اين بي راهه رفتن هنر/ صنعت انيميشن ما نيست ؟ 

در بخش ديگر اين بررسي بيشتر به اين مساله خواهيم پرداخت .  ادامه دارد...