|
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين سريال طنز كه در آن لاله جعفري، سعيده ذاكري، عليرضا فرماني مشاركت داشتند، بنا بود با كاراكتر «مبارك» (سياه) همراه شود. بنا به گفتهي حسن احمدي عليرغم نگارش 10 قسمت فيلمنامه اين اثر انيميشن، اثر فوق در شوراي مديريت صبا مورد پذيرش قرار نگرفت. حسن احمدي گفت: با وجود اينكه اثر فوق در شوراي مذكور مورد پذيرش قرار نگرفته،به منظور قدرداني از زحمات فعالان اين سريال حقالزحمه 10 قسمت آن پرداخت خواهد شد. فرهاد حسنزاده سرگروهي، گروه نويسندگان اين اثر را برعهده داشت. |

همزمان با اكران موفق انيميشنهايي چون «بالا» و «آقاي روباه شگفتانگيز» در سال اخير و جشن آغاز اكران «تخيلات دكتر پارناسوس»، «تري گيليام» كارگردان اين فيلم، اقدام به بررسي و معرفي آثار برتر انيميشن تاريخ سينما كرده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم انيميشن «سفيدبرفي و هفت كوتوله» محصول شركت «والت ديزني» محصول 1937 و «باگز باني» كار مشترك «چوك جونز» و «فيل مونرو» (1979) در صدر اين فهرست قرار گرفتهاند.
بنابر اعلام پايگاه اطلاعرساني «تايم اوت»، انيميشن «داستان اسباببازي» 1995، زيردريايي زرد (1968)، پارك جنوب 1999، رابين هود (1974) جزء 10 فيلم برتر اين فهرست معرفي شدهاند.
بنابراين گزارش، فيلم «بامبي» 1962، دامبو 1941، غول آهني (1999)، آكيرا (1988)، جنگل كتاب 1967، وقتي باد ميوزد 1988، پينوكيو 1940، نجواي قلب 1995، كابوس قبل از كريسمس 2009، آبي كامل 1997، شگفتانگيزها 2004، ظهور كشتي دريايي 1978، شاهزاده مونونوكه، پرسپوليس 2007، پوركوروسو 1992 در رتبههاي 10 الي 30 برترين انيميشنهاي جهان معرفي شدهاند.
فيلمهاي انيميشن «وال-اي» 2008، روح در پوسته زمين 1995، ارباب حلقهها 1978، حكايت يك سرباز 1984، راتاتويل 2007، مزرعه حيوانات 1954، گربه فريترز 1972، پاهاي شاد 2006، يك اسكنر تاريكنگر 2001، تغيير شكلدهندگان 1986، پاپريكا، زيباي خفته 1959، هوي متال 1981، در رده آثار 30 الي 50 اين فهرست جاي گرفتهاند.

براي تمام كساني كه به نوعي در انيميشن دستي داشته، و يا صرفا علاقمند آن هستند، كتاب معروف Animators’ Survival Kit نامي آشناست- اينقدر كه ديگر مجالي نميبينم دربارهاش توضيحي بدهم. و بسياري از همين اساتيد، دوستان و همكاران در جريان ترجمه اينجانب از كتاب هستند. متن طولاني اي كه در زير ميآيد، شرحي بر داستان خستهكنندهاي است كه از ٥ سال پيش شروع شد و به پاياني دردآور انجاميد .چارهاي جز اين نديدم كه يك بار براي هميشه، اين داستان بارها گفته شده را به تفضيل بنويسم، و پايان ناخوشآيندش را هم ضميمهاش كنم.
حدود ٥ سال پيش پس از مطالعه كتاب مفيد و كاربردي اين كتاب ،نوشته ريچارد ويليامز، تصميم به ترجمه آن گرفتم. اين ترجمه در نهايت به عنوان بخش تئوري پايان نامه كارشناسي ارشد من پذيرفته شد، و بنابراين كار آن با دقتي بيش از معمول و در نهايت وسواس زير نظر و با راهنمايي استاد اكبر عالمي شروع شده و بيش از يك سال به طول انجاميد. پس از آن به دليل موثر و كليدي بودن كتاب، تصميم گرفتم به هر صورت آنرا منتشر كرده و در دسترس ساير علاقمندان انيميشن قرار دهم. كتاب اينقدر مشهور و مهم است كه نياز چنداني به معرفي ندارد، حداقل براي جامعه انيميشن ايران.
در آذرماه سال ١٣٨٥ بنابر اعلام آمادگي بنياد فارابي مبني بر چاپ و نشر كاتب فوق، قراردادي براي چاپ اين اثر منعقد شد. بگذريم كه مفاد اين قرارداد ، معاهده تركمنچاي و ...را روسفيد ميكرد. از همان ابتدا تمايل چنداني به امضاي اين به اصطلاح قرارداد نداشتم، خصوصا اينكه چند ناشر خصوصي نيز همزمان براي چاپ اثر اعلام آمادگي نموده، و حتي پيش نويس قراردادها رانيز آماده كرده بودند. منتهي صحبت و توصيه برخي دوستان كه از كارمندان فارابي بودند، مبني بر اينكه ناشري دولتي چون فارابي از قدرت توزيع بهتري برخوردار بوده و كتاب بهتر در سطح كشور پخش ميشود، و مهمتر از آن اين نويد كه كتاب براي دوسالانه پويانمايي (كه در اسفند ماه 85 برگزار ميشد)؛در كنار بيتجربگي و سادگي مترجم باعث شد تا زير اين قرارداد ناعادلانه بروم. (همه دوستان ميدانند كه به علت وضع خوش انتشار و توزيع كتابهاي هنري در كشور، جشنواره ها، همايش ها و مناسبتهاي هنري - فرهنگي تنها فرصت مناسب براي ارائه اين كتابها هستند).
نتيجه كار تا به اينجا تا حدي قابل پذيرش بود؛ مشكل از جايي آغاز شد كه كه علي رغم همه وعده و وعيدهاي شفاهي، نه تنها هيچ خبري از چاپ كتاب براي جشنواره پويانمايي نشد، بلكه بدون دليل مشخص كتاب در فراموشي فرورفته و در كشوهاي انتشارات فارابي ناپديد شد!
پس از نااميدي و از دست رفتن فرصت مهم جشنواره براي عرضه كتاب، تلاشهاي شديد من براي پيگيري چاپ اثر براي موقعيتهاي موجود بعدي آغاز شد-تمامي مناسبتهاي سينمايي –فرهنگي كه در آنها به نوعي فرصتي براي ارائه كتاب فراهم بود: از جشنواره هاي مختلف فيلم كوتاه گرفته تا جشنواره فيم فجر.
دريغ و صد دريغ، كه نه نتها در جشنواره آن سال ، كه در دو سال بعد از آن يعني پويانمايي اسفند ماه 87، نيز خبري از كتاب نشد. هر بار ميشنيدم كتاب در حال آماده سازي است و براي مناسبت بعدي آماده ميشود، و اين خبر را به دوستان و علاقمندان اعلام ميكرد، و هر بار ...هيچ! تا جايي كه كم كم معضلي به نام « كتاب ريچارد ويليامز» به چنان مشكل دردناكي بدل شد كه تصميم گرفتم حداقل براي مدتي به كل فراموشش كنم، تا حداقل بيشتر از آن «چوپان دروغگو» نشوم.
در تمام اين 3 سال، تقريبا هفتهاي نبوده كه كسي از علاقمندان ، دانشجويان و دستاندركاران انيميشن، به صورتي با بنده تماس نگرفته و نپرسيده باشد:«بابا پس بالاخره اين كتاب چي شد؟؟! ما لازمش داريم!» و من نميدانستم با زبان مو در آوردهام چه بايد بگويم!
در طول اين مدت –به هر صورت ممكن- تلاش كردم با مدير عامل محترم (كه در آن زمان آقاي رضاداد بودند)، تماس گرفته و خواهش كنم به مساله رسيدگي كنند. تلاشها به جايي نرسيد. مديريت تغيير كرد، و آقاي شاه حسيني به جاي ايشان آمدند- كه ظاهرا به عنوان يكي از دست نيافتني ترين انسانهاي روي زمين بايد اسمشان در كتاب گينس ثبت شود؛ چرا كه در طول 2 سال پيگيري تلفني، مراجعه حضوري و..، امكان لحظهاي صحبت با ايشان براي من ميسر نشد، و جوابي هم به نامههاي من كه پي در پي به دبيرخانه حواله ميشد، ندادند. حتي در مدتي كه در چين مشغول تدريس بودم، از آنجا- با وجود مشكلات مخابراتي كه تماس با ايران را تقريبا ناممكن ميكرد- مشقت فراوان بارها با دفتر مدير عامل، و هم با انتشارات تماس گرفتم و پيگيري كردم كه آيا خبري از چاپ كتاب نشده؟
جوابگويي به پيگيري هاي من هم جالب بود؛ هر بار كه تماس ميگرفتم، با برخوردهاي بسيار خشن، تند و زنندهاي روبرو ميشدم كه پرخاش گرانه از من ميخواستند دست از سرشان بردارم و اينقدر پيگيري نكنم! به گونهاي كه انگار با يك مزاحم تلفني برخورد ميكنند.
مسلما پيگيري چاپ يك اثر، به مولف آن مربوط نميشود، مگر نه؟!
البته اين پيگيريها دليل خاصي داشت: در زمان انعقاد قرارداد، به توصيه آقاي نوروزي براي انجام اين كار، يك CD از ترجمه اوليه كتاب به انتشارات تحويل داده شده و قرار شد به محض انجام حروفچيني، نسخه نهايي و ويرايش شده كار را برايشان بفرستم. بارها خواستم اين كار را انجام دهم، ولي هر باز با پاسخ منفي مواجه شدم كه«CD اينجا گم ميشود»! و اينكه هر زمان خبري از چاپ شد، خبرم ميكنند تا آن را برايشان بفرستم.
اين جريان آنقدر طول كشيد، كه در اين مدت ٤ كتاب ديگر ترجمه و تاليف شد،كه قرارداد دو تاي آنها بسته شده(و اميدوارم به سرنوشت اين يكي دچار نشوند) و حتي كار پروژه مفصل و عريض و طويل «فرهنگ جامع انيميشن» به لطف مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» به اتمام رسيد!
بگذريم...در كش و قوس اين كار ها و ديگر مشكلات زندگي مدتي بود كه ديگرچندان به كتاب ويليامز فكر نميكردم .تا اينكه ٤شنبه ٤شهريور، يكي از دوستان مترجم تماس گرفت و خبري داد كه ...كه كتاب چاپ شده است!! كدام كتاب؟!؟!
٣روز جانفرسا طول كشيد تا بتوانم با انتشارات فارابي تماس گرفته و سوال كنم. خانم محترم با خونسردي گفتند «بله، كتابتون چاپ شده!» و در جواب اعتراض حيرت زده اينجانب هر گونه مسئووليت را از دوش خود برداشته و گفتند به ما ربطي ندارد، با خود بنياد تماس بگيريد.
با رييس انتشارات، جناب آقاي نوروزي تماس ميگيرم، جواب:« ديگه به من مربوط نميشه، من يك ماهه كه از فارابي اومدم بيرون»!پس به چه كسي مربوط ميشود؟!
مستاصلانه به عنوان آخرين جا با دفتر بنياد در خيابان ٣٠ تير تماس ميگيرم. مشكل اينجاست كه همچنان آقاي مدير عامل دست نيافتني هستند. و همچنان بيادب ترين، بيشخصيت ترين و؟ترين موجود ممكن به عنوان منشي ايشان جوابگوي تلفن هستند. ايشان در جواب سوال بنده كه آقاي شاه حسيني چه ساعتي تشريف ميآورند، با بدترين كلمات جواب داده و تلفن را روي من قطع ميكنند. تماسهاي پي در پي من براي گرفتن جواب ، تنها به شنيدن مشتي اراجيف باورنكردني منتهي ميشود.عرف ورسم صنعت نشر و چاپ در همه جاي دنيا –حتي در ايران- به اين صورت است كه كمي قبل از چاپ اثر، نسخه نهايي براي نمونه خواني و تصحيح نهايي به مولف و صاحب اثر داده ميشود. حتي اگر هم تمام قرارو مدارها و صحبتهاي شفاهي بنده با مسولان انتشارات انجام نشده بود، عرفا و قانونا اين حق من به عنوان مولف بود . به ويژه اينكه اين كتاب، كتابي آموزشي كاملا تخصصي خاصي است و به خاطر داشتن تصاوير فراوان ، صفحه بندي و نحوه خاص نوشته شدنش، دقت و حساسيت ويژهاي را ميطلبد كه بعيد ميدانم به جز فردي كاملا آشنا به انيميشن و مسايل ذكر شده در كتاب، كسي قادر به انجام آن باشد.
بنياد فوق در اقدامي عجولانه كه خدا ميداند با چه هدف و چه قصدي و در اثر چه فشاري انجام گرفته، ناگهان تصميم ميگيرد كتابي را كه ٣ سال بدون توجه در مرحله حروفچيني متوقف شده، در عرض چند روز آماده كرده و به چاپ برساند، آنهم بدون اطلاع صاحب اثر ، و به مناسبت جشنواره كودك!!
در جواب سوال بنده، خانم مسوول انتشارات ميفرمايند اين كتاب توسط«كارشناس و ناظر بنياد»!! مناسب كودك تشخيص داده شده است!! پروردگارا. بايد حتما اين كارشناس محترم را ببينم. شخصي كه به هر حال از من كارشناس ارشد انيميشن كه بيخود و بيجهت ١٠-١٢ سالي را در اين عرصه خاك خوردهام و تحصيل و تدريس و كار كردهام، اينقدر بيشتر و بهتر ميداند كه نه تنها من، بلكه همه ديگر دوستان و اساتيد بنده كه اين كتاب را به عنوان منبع اصلي آموزش انيميشن در سطح عالي آكادميك در سطح جهان قبول دارند، از اشتباه عميقشان بيرون آورد.
و مسلما بنده به عنوان برگ چغندري بي مقدار به عنوان مولف و صاحب اثر، حقي ندارم كه بخواهم در كار اين كارشناس والامقام دخالتي داشته، و براي كتابي كه 2 سال از وقتم را صرف ترجمه و تلخيص آن كرده و ٣ سال براي انتشارش انتظار كشيدهام، يك روز قبل از چاپ نگاهي به آن بيندازم.
صاحب اثر در عرف اين كشور آن چنان بياهميت و بيارزش است، كه حتي نبايد بعد از انجام اين عمل زشت، به او اطلاع داده شود كتابش چاپ شده، و بايد اين خبر را از دوستان و آشنايان بشنود- آنهم بعد از ٣ سال انتظار. زهي معرفت. زهي شعور و انسانيت.
بنياد محترم حتي اين زجمت را هم به خ.د نداده است كه عرف و رسم ديگر نشر - يعني تحويل ١/١٥٠ (يك صد و پنجاهم)اثر چاپ شده به صاحب اثر - را انجام دهد. و بنده تا به امروز كه در حال نوشتن اين متن هستم، موفق به رويت كتاب نشده بودم. اين نسخه هم به تلاش يكي از دانشجويان خريداري شده و به دستم رسيد. بعد از مطالعه كتاب متوجه شدم كه حتي متن مقدمه مفصلي كه براي كتاب تهيه كرده بودم هم مورد استفاده قرار نگرفته، و چند خطي كه در متن پايان نامه! نوشته بودهام به عنوان مقدمه مترجم چاپ شده است. از اشتباهات تايپي –به خصوص در كلمات تخصصي و پاورقي هاي انگليسي- ديگر چيزي نميگويم.
در ضمن سال گذشته مجموعه كامل DVD هاي آموزشي كتاب كه مكمل آموزش هاي آن است خريداري، ترجمه و زيرنويس نمودم و تصميم بر اين بود كه با هماهنگي ناشر، به صورت يك بسته همراه با كتاب ارائه شود كه مناسفانه به علت عدم جوابگويي بنياد، اقدامي در اين راه انجام نگرفت.
از تمامي دوستان و علاقمنداني كه كتاب را تهيه كردهاند تقاضا دارم چنانچه به عنوان يك انسان آزادانديش براي خود و همنوعان خود حق مالكيت اثر قائلند ، در زمان مطالعه اين مسائل را مد نظر داشته باشند؛ و از ديگران كه مايل به خواندن اثر هستند تقاضا دارم تا زمان نتيجه گيري پيگيري اين امر، از خريد و مطالعه كتاب خودداري كنند.چرا كه متن موجود به هيچ عنوان مورد تاييد اينجانب ، به عنوان كسي كه نامش به عنوان مترجم بر روي جلد آمده، نميباشد. متن ويرايش شده اين اثر، به همراه DVD هاي آماده شده در اختيار اينجانب است و در صورتي كه صلاح را بر اين ببينم، شخصا نسبت به توزيع اين دو، بدون در نظر گرفتن سود فردي و صرفا جهت ترويج علم و فن انيميشن و برطرف نمودن نياز علاقمندان، اقدام خواهم نمود.
به اميد روزي كه نه تنها هنرمند، كه انسان در اين كشور حرمتي داشته باشد.
با تشكر فرناز خوشبخت

بعد از مدتها شاهد یک اتفاق جدید هستیم !صبا در حال تغییر است ، تغییری از درون . چندین پروژه بعلت های مختلف متوقف شده اند . پروژه های در حال تولید دوباره مورد بررسی مضمونی و هنری قرار گرفته اند . شایعه ها از تعطیلی بعضی از کارهای چند صد میلیونی و حتی میلیاردی خبر میدهد . افرادی که حجم قراردادهایشان بیش از نیمی از بودجه صبا را به خود اختصاص داده وبد . والبته پروژه های کوچکی که در تولید گیر کرده اند و نتوانسته بودند بعلت رسیدن به کیفیت مورد نظر ( بخوانید بی تجربگی ) کار را به اتمام برسانند و یا بودجه تعیین شده کفاف ادامه کار را نمیدهد. همه اینها عواقب سیاستهای کمیت گرایی مدیریت قبلی بود که عوارض آن به مدیریت جدید رسیده است . پروژه هایی که به مدد ارتباطات شکل گرفته و با رقم های قابل توجه نیزمنعقد شده بودند و آثار بوجود آمده از آنها بعلت کیفیت نازل در آرشیو مرکز صبا در حال خاک خوردن هستند .
آثاری نیز در حال تولید هستند که نه ادامه آنها مقرون به صرفه است و نه قطع کردن آنها ! کارهایی که که به هر حال بودجه ای برای تولید آنها صرف شده و نیمه کاره هستند و متاسفانه بعلت عدم کنترل و.... از کیفیت پایینی برخوردار هستند . شاید بشود با تغییراتی کیفیت آنها را ارتقا داد اما به هر حال قطع کردن تولید آن ضرر بزرگتر است .سیاستهای تولید در مدیریت قبلی صبا صرفا مبتنی بر کمیت و افزایش آمار و ایجاد تعهد بیش از بودجه مرکز بوده است . این سیاستها طبیعتا منجر به افزایش بیش از حد پروژه ها و افت کیفی و بعضا سواستفاده های مالی و دلال بازی و ... شده بود .
نباید از نظر دور داشت که با استفاده از فضای کار به وجود آمده استعدادهای جوان مخصوصا در شهرستانها وارد جرگه تولید حرفه ای انیمیشن شدند و این حرفه بعنوان یک شغل وارد ذهنیت جامعه و جوانان گردید .این نگرانی وجود دارد که برای جبران سیاستهای افراطی و کمیت گرایانه محض و انبساطی در دوران مدیریت قبلی ، سیاستهای تفریطی و کیفیت گرایانه محض آنهم با معیارهای جشنواره پسندانه! و انقباظی در پیش گرفته شود . در این صورت ضربه خیلی بزرگی به تیم های تولید که در این فاصله وارد جرگه تولید انیمیشن شده اند وارد آمده و به دلسردی و ریزش نیروهای مستعد و خالی مانده عرصه تولید انیمیشن تلویزیونی از نیروهای کارآمد و با استعداد منجر شود. این در حالی است که انیمیشن های سرگرم کننده با تکیه به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی نقش بسزایی در پر کردن اوقات فراغت نس آینده خواهد داشت .
سازمان و تشکیلات صبا پیچیده ، غیر شفاف ، کند و ناپایدار بوده است . پیچیده بود زیرا بامقتضیات تولید انیمیشن تناسب نداشت و هر مدیر جدیدی اداره و یا دایره ای به ادارات و دوایر آن اضافه میکرد و هیچکس چیزی از آن کم نکرد و به مرور سازمان صبا متورم و تو در تو و بسیار پیچیده شد .
غیر شفاف است چون پس از چندین سال کار با صبا هنوز نمیدانستیم در بعضی قسمتها حرف نهایی را چه کسی می زند ، گردش کار چگونه است ، طرحهای پیشنهادی از چه میزهایی و بزنگاههایی می گذرد و .... ( باید گردش کار و دوایر مختلف بصورت نمودار در معرض دید مراجعه کنندگان قرار گیرد ) .
کند است چون بعضا ماهها طول می کشید تا جواب نامه ای داده شود یا به طرحی پاسخ داده شود و یا تسویه حساب صورت بگیرد و ....
و بالاخره ناپایدار بود چون عمر مدیران آن کوتاه بودند .
مهمترین رسالت جدید صبا تبدیل شدن آن از یک سازمان پیچیده ، غیر شفاف ، کند و ناپایدار به یک سازمان ساده و کارآمد ، شفاف ، چالاک و با دستو رالعمل های پایدار و ثابت است .تولید سریالهای تلویزیونی زنده و تله فیلم در سالهای اخیر رشد کمی و کیفی قابل توجهی داشته اند . صبا بعنوان تنها تهیه کننده تله فیلم و سریالهای انیمیشن درایران میتواند از سازمانهایی نظیر سیما فیلم یا گروههای فیلم و سریال شبکه های مختلف سیما الگو برداری کند و پس از انطباق آن با مقتضیات تولید انیمیشن ، آنرا به اجرا درآورد.نظارت بر پروژه ها در مراحل مختلف از جمله مرحله نگارش طرح و فیلمنامه ، مرحله تولید و مرحله پس از تولید از جمله مهمترین وظایف مرکز صبا به عنوان تهیه کننده اصلی تولید انیمیشن تلویزیونی است .
اما به دونکته خیلی مهم باید توجه شود :1- نظارت توسط تیمی از افراد صاحب صلاحیت و یک تشکیلات مناسب که بتوالند جوابگوی تولید رو به روشد انیمیشن باشد صورت گیرد . اگر قرار باشد همه طرحها و فیلمنامه ها توسط چند نفر محدود خوانده و مورد تایید قرار گیرد روند تصویب طرحهها بسیار کند شده و تولید عملا متوقف می گردد .
2- ناظران ارزیابان و کارشناسان مربوطه باید به خوبی بامعیارهای تولیدات تلویزیونی و مقتضیات کار تلویزیونی و بحث مخاطب شناسی و قوائد رسانه آشنا بوده و معیارهای ارزش گذاری برای کارهای هنری و جشنواره ای را با معیارهای رسانه ای و تلویزیونی با ویژگی مخاطب عام مخلوط ننماید . این خطر بیشتر از آنجا ناشی میشود که به دلایل تاریخی ، انیمیشن ایران یک هنر صرفا فستیوالی قلمداد شده است .بسیاری از نسل اول انیمیشن اعتقادی به تولید انبوه آن ندارند و معتقدند که انیمیشن در ایران باید در آن قسمت که قوت دارد تقویت شود وآن هم صرفا بخش آرتیستیک و هنری آن می باشد ! و به اعتقاد آنان تولیدات تلویزیونی راباید از خارج خرید!
منبع : وبلاگ استاد علیرضا گلپایگانی

در این نشست مهدی ارگانی در ابتدای صبحت خود گفت: انیمیشن و پویانمایی تحول سریعی در دنیا پشت سر گذاشته و حتی برخی معتقدند بخش عمدهای از آینده تصویر برای انیمیشن است. مدیرکل اداره پویانمایی صباگفت: بهترین مدیومی که میتوانیم زندگی انبیاء را به تصویر بکشیم انیمیشن است و بنا داریم چند کار فاخر درباره زندگی انبیاء و اولیاء تولید کنم.
وی افزود: در کشور ما بعد از آمادگی آقای ضرغامی بحث انیمیشن توسعه بیشتری پیدا کرد ولی این قضیه را باید از چند بخش مالی، تکنولوژی، فنآوری و فرهنگی و هنری نگاه کرد. متاسفانه در هر سه قسمت آن به خاطر اینکه عمومی شدن انیمیشن در ایران نوپاست و از طرفی مخاطب انبوه ندارد، استانداردهای قابل دفاع نخواهد داشت. سینمای ما با جشنواره فجر و نقدها و جهانی شدن تا یک حدی این راه را طی کرد و توانست به استانداردها برسد.ارگانی ادامه داد: در زمان گذشته، انیمیشنهای آمریکایی برای بچهها پخش میشد و انیمیشنهای ما در خارج روی آنتن نمیرفت و ما در آن زمان نمیتوانستیم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم. همچنین تولید انیمیشن در دست چند نفر خاص بود و ملی نبود ولی در سالهای اخیر انیمیشن توسعه پیدا کرده است. وی تصریح کرد: صدا و سیما در بخش تولیدات فرهنگی - هنری به همراه شرکتهای مختلف در زمینه آموزشهای اجتماعی و غیره دست به تولید انیمیشن زدهاند ولی در چنین شرایطی ما نیاز به استانداردهای فرهنگی - مالی و تکنولوژیکی داریم من بهعنوان یک کارفرما و مجری در انیمیشن حضور نداشتم ولی در این حوزه فعالیتهایی کردهام و در این چند ما با این موضوع که ما در این سه بخش استاندارد نداریم مواجه شدم و باید در این موضوع تجدید نظر جدی بکنیم.
مدیر اداره کل پویانمایی در ادامه بیان داشت: در بخش مالی ما باید فاصله سقف و کف تولیدات انیمیشن را زیاد کنیم و در حال حاضر این فاصله خیلی کم است البته این به معنی این نیست که ما میخواهیم پول اضافی خرج کنیم و منظور ما این است که باید قیمت هر کار را بدانیم. همچنین تغییر فاصله قیمتها نیاز به دو استاندارد دیگر هم دارد و ما باید بدانیم برای یک کار چقدر زحمت کشیده میشود و کیفیت آن چگونه است در این زمینه باید استانداردهای فرعی تعیین شود تا قیمتگذاری روی تولیدات صورت بگیرد.
وی افزود: در بخش فنی، ماشینآلات و سیستمهایی وارد میشود که سرعت تولید و خروجی را بالا میبرد و ما اگر خبر نداشته باشیم که این ماشینها چه کارایی داشته باشند اشتباه کردیم و باید اطلاعات ما به روز شود.
ارگانی ادامه داد: متأسفانه فرق فیلمنامه انیمیشن با یک فیلمنامه زنده برای خیلیها معلوم نیست ما قصهنویسهای خوبی داریم اگر میگوییم این جریان نگارش فیلمنامه برای سیاهنمایی هنوز تبدیل به جریان نشده نمیخواهیم اهانتی به کسی بکنیم ولی به واقع این جریان هنوز به راه نیفتاده است.
همچنین ما فیلمنامه انیمیشن کم داریم و باید با ذرهبین به دنبال آن بگردیم. وی در ادامه اظهار داشت: مشکل دیگری که در این حوزه است این است که فیلمنامه بعضی تله فیلمها را برای ما میآورند و میخواهند انیمیشن بسازند.
مصیبت زمانی به اوج میرسد که به ما متنی داده میشود که کاملا رادیویی است و اگر شما تصویر را نبینید چیزی را از دست نمیدهید اگر من مجری رادیو هم بودم این متن را بعنوان نمایش رادیویی نمیپذیرفتم مساله فیلمنامه در کشور ما کم اهمیت است و به طریق اولی در انیمیشن خیلی کمتر است بارها هم به دوستانم گفتهام چرا باید پول بازیگر درجه 3 به فیلمنامه نویس داده شود یک علت آن این است که پول کم داریم ولی تمام علت این نیست در یک کار تاریخی میتوان دکور خوب تولید کرد ولی نمیشود کسی که استعداد قصهنویسی ندارد این کار را انجام دهد همچنین ما باید برای فیلمنامه هزینه کنیم نه فیلمنامه نویس از لحاظ مضمون هم باید سیاست خیلی روشنی داشتهباشم و من به محض ورودم به صبا متوجه شدم خیلی از بحثهای ما مربوط به شاهنامه و شخصیتهای دینی است که البته کارهای خوبی انجام گرفته ولی وظیفه وقتگیری تا آثار در شان خوبی تولید شود.
ارگانی در ادامه گفت: وقتی "هریپاتر " را میبینید خیلی زود با داستان گره میخورید و قصه خودش را خیلی راحت روایت میکند ولی ما بعضی وقتها به قصه خودمان که میرسیم متوجه میشویم که قصه لکنت دارد. نوه خود من انیمیشنهای تلویزیونی را نمیبیند ولی سریال "جومونگ " را که شاید در ترجمه آن هم مشکل داشته باشیم، تماشا میکند.
وی ادامه داد: در مرکز صبا حتما باید گروهبندی سنی انجام شود و سهم گروههای مختلف براساس آمار جامعه تعیین میشود و باید برای این ردهها برنامه داشته باشیم. مدیرکل اداره پویا نمایی صبا افزود: کمیت بالایی در صبا در حال تولید است ولی مشکل من با کیفیت است برنامه اصلی من در صبا این است که بدون اینکه کمیت پایین بیاید کیفیت را اصلاح کنیم. یکی از بزرگترین مشکلات انیمیشن در حال حاضر آمیختگی با پول است و تولید کنندگان این حوزه میتوانند سود خیلی خوبی ببرند چرا که برای تولید یک فیلم زنده مشخص است پول برای افراد به چه میزان تقسیم میشود ولی در انیمیشن مشخص نیست به افراد پایین دست چه مقدار پول داده میشود. ادامه گفتگو در ادامه مطلب...
ادامه مطلب

بعد از مدتها شاهد یک اتفاق جدید هستیم ! صبا در حال تغییر است ، تغییری از درون . چندین پروژه بعلت های مختلف متوقف شده اند . پروژه های در حال تولید دوباره مورد بررسی مضمونی و هنری قرار گرفته اند . شایعه ها از تعطیلی بعضی از کارهای چند صد میلیونی و حتی میلیاردی خبر میدهد . افرادی که حجم قراردادهایشان بیش از نیمی از بودجه صبا را به خود اختصاص داده بود و البته پروژه های کوچکی که در تولید گیر کرده اند و نتوانسته بودند بعلت رسیدن به کیفیت مورد نظر ( بخوانید بی تجربگی ) کار را به اتمام برسانند و یا بودجه تعیین شده کفاف ادامه کار را نمیداد. همه اینها عواقب سیاستهای کمیت گرایی مدیریت قبلی بود که عوارض آن به مدیریت جدید رسیده است . پروژه هایی که به مدد ارتباطات شکل گرفته و با رقم های قابل توجه نیزمنعقد شده بودند و آثار بوجود آمده از آنها بعلت کیفیت نازل در آرشیو مرکز صبا در حال خاک خوردن هستند .
منبع : وبلاگ استاد علیرضا گلپایگانی

حميد خادمي از ترجمه كتاب منبعي با عنوان «فيلمنامه نويسي براي انيميشن و پردازش آن» نوشته جان آنرايت ويژه دانشجويان رشته سينما و تلويزيون خبر داد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين كتاب كه هم اكنون توسط اين مترجم ادبي در دست ترجمه است،بناست توسط حوزه هنري وارد بازار شود. خادمي هم چنين كتاب« كودكي به نام (هيچ)» نوشتهي ديويد پل ور را با موضوع كودك آزاري ترجمه و آن را جهت انتشار در اختيار موسسه انتشاراتي معاني قرار داده است. بنا به گفته خادمي اين اثر كاملا رئال بوده و بر اثر تجربيات شخصيات ديويد پل ور، يكي از فعالان سازمانهاي غير دولتي و NGOهاي فعال در حيطه مسايل اجتماعي نوشته شده است. پيش از اين دو كتاب سيلور استاين از جمله "ترانه ها" ي اين نويسنده مشهور آمريكايي ويژه مخاطبان بزرگسال با ترجمه اين مترجم ،ترجمه و با همت انتشارات فوق راهي بازار شده بودند.
حميد خادمي كه سه مجموعه شعر اشعار سيلور استاين را با عناوين «بالا افتادن» ،«جايي كه پياده رو تموم شد» و«نوري در اتاق زير شيرواني» را ويژه مخاطبان كودك و نوجوان ترجمه كرده است ، از تجديد چاپ اين آثارنيز خبر داد. براساس اين خبر چاپ دوازدهم «بالا افتادن» چاپ دهم «جايي كه پياده رو تموم شد» و چاپ هشتم «نوري در اتاق زير شيرواني» سيلور استاين با ترجمه اين مترجم و با همت انتشارات كتاب پنجره راهي بازار شده است. رمان «انجمن شاعران مرده» نويسنده كاين بام از ديگر آثار ترجمهاي اين مترجم است كه براي ششمين بار راهي بازار شده است.
حميد خادمي متولد 1340 در شميران است. او كه هم اكنون داراي مدرك كارشناسي ادبيات فرانسه و فوق ليسانس زبان شناسي است تا كنون بيش از پنجاه كتاب را با ترجمه هاي خود به جامعه علمي – ادبي واگذار كرده است.

عنوانهای مهم این گفت و گو با وحيد نصيريان كارگردان انيميشن سينمايي قلب سيمرغ
«قلب سيمرغ» عظيمتر از چيزي شد كه فكر ميكردم
هنوز بسياري از ما انيميشن را كارتون ميدانيم
در دنيا مرسوم نيست، كارگردان به دنبال اكران برود
به هيچ عنوان تهيهكنندهي سينمايي، انيميشن نداريم
بالاترين سود فروش سينماي آمريكا از اكران انيميشن است
بيش از ده شركت انيميشن به واسطهي حضور صبا ورشكسته شدند
تاكنون تلويزيون به نمايش انيميشن نپرداخته است!
مسوولاني كه حرف ما را درك ميكنند تعداد زيادي ندارند
هر فيلم پرخرجي ملي نيست
جهت دریافت متن کامل این گفت و گو به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
ادامه مطلب

به گزارش ايرنا از روابط عمومي جشنواره فيلم کودک، در اين بخش از جشنواره 56 انيميشن از فيلمسازان کشور رقابت مي کنند. بر پايه اين گزارش، فيلم هاي آبنباب چوبي (اکبر تراب پور) ، آفتاب مي گردد(ربين ساماني ) ، ابر صورتي (مسعود قدسيه) ، ببين چي کشيدم (رسول مشيري- مليحه محقق) ، بدون خداحافظي (روجا دشت پيما ) ، پرواز (الهه نيکخواه) ، پسرک نقاش (امين خزايي) ، پشت بوم (روح الله سعادتمند) ، پنجره تنهايي(نوشين کاشاني) ، پيرزن و گاو (احسان تسويه چي ) ، پيرهن ستاره (بهزاد مظاهري) ، جنگ (احسان تسويه چي ) ، چاه (احسان تسويه چي ) ، چرا کچل مي شويم؟ (علي زارع جلال آبادي) ، چلو مرغ پرنده (بابک نظري)، حبابهاي سياه (شيرين لرستاني) ، حکايت طمع (زهرا نمکي) ، خاله ستاره : قسمت اول حسني نگو (هدا صدرالحسيني) ، خرمالو (فرشيد شفيعي) ، در تکاپوي معنا (نسرين قلي بيگيان) ، در شکم نهنگ(سعيد گائيني ) ، دو سنجاب (مسعود عارفي ) ، راه و بيراه (سيد محسن پاک نژاد) ، رد پاي گرگ ها (مجتبي بهرامي ) ، رکوئيم سفيد (اصغر شيرواني ) ، روز مادر ( زحل رضوي ) ، روز مسابقه (سيد محسن رضايي) ، زنگ انشاء (عليرضا اسداله ) ، ساعتکش (وحيد برزگر) و سرزمين من (مجتبي بهرامي) در اين بخش از جشنواره به نمايش در مي آيند.
ساير فيلم هاي اين بخش نيز عبارتند از : سلام (طه غنيمي فرد) ، سيب سرخ (علي لطفي- مريم هاشمي پور)، شماره 2 (عباس دوست قرين) ، شوگولي(حسين صفار زادگان ) ، صندلي ها (فطيما يثربي) ، صندوق شاهد(بابک نظري) ، عکس (مريم خليل زاده) ، فشفشه زود بر مي گردد (عباس جلالي يکتا - بهروز يغمائيان )، فيل کوچولو (زينب ابراهيم زاد) ، قصه کوچک ما (آمنه اسلامي) ، قصه هاي کهن (ياسر محدثي)، قصه هاي يک خطي 2 (بهزاد فراهت )، قصه هاي پنج انگشت : بز (فطيما يثربي) ، کرزنگرو(جواد رمضاني ) ، کودکانه (عليرضا کاويان راد)، گرگ و ميش (محمدعلي سليمان زاده ) ، لبخند مترسک(فطيما يثربي) ، لي لي حوضک (دلربا چيتائي) ، ماه خوب رمضان (بهزاد مظاهري) ، ماه و ماهي (باران توجهي) ، مرد جوان و خياط حيله گر (راشين خيريه ) ، مرد و پرنده (بزرگمهر حسين پور) ، موشک کاغذي (صادق قاسمي) ، نقطه نهايي (علي لطفي) ، هزارپا (محدثه فدائي نژاد) و همسايه ات را مخور(محمود نفيسي). گفتني است فيلمسازان برگزيده اين بخش بايد هر چه سريع تر نسخه دي وي کم اثر خود را به دبيرخانه جشنواره ارايه دهند. اين آثار براي دريافت دو پروانه زرين در بيست و سومين جشنواره فيلم کودک رقابت خواهند کرد.
بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم هاي کودکان و نوجوانان از 11 تا 15 مرداد ماه سال جاري در شهر همدان برگزار مي شود.

عید مبعث مبارک


